
خدایا! ...منِ ضعیف و ناتوان، دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش، در بستان از حلقه درآورد و دستهایم را در تنگهی غرب کردستان قطع کند و پاهایم را در خونینشهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش کند و سرم را در کوههای پیرانشهر از تن جدا نماید، تا در کمال فشار و آزار، دشمنان مکتبم ببینند که گرچه چشمها و دستها و پاها و قلب و سینه و سرم را از من گرفتهاند، اما یک چیز را نتوانستهاند بگیرند و آن ایمان و هدفم است که عشق به الله و معشوقم و عشق به امام و اسلام است.
شهید «احمد جهاندار»/ شهادت: سقز
يادمان باشد آرامش امروز را مديون ديروزيم...ديروز و جوانهايش
هفته ي دفاع مقدس گرامي باد